عمر
عاقبت خاک نموراست مرا ماوایی
راه این است و جز این راه نمی پیمایی
پا نهادی به جهان نقطه ی آغازت هم
خط پایان تو و پیش خودش می آیی
عبرت رهگذران چشم تو را درسی داد
نگرفتی؟ چرا ؟ چون که تو نابینایی
حمد خواندی و ندانسته چه ها می گفتی
کاش فهمیده بدی عاقبت رسوایی
دم غنیمت نشمردی و به خسران طی شد
بین چه امروز تو شد- هان چه شود فردایی
خوش به حال <خس> بی زحمت باری که رهاست
دست بادش ببرد از سر یک شیدایی
نوشته شده توسط م حیدری در شنبه دوم خرداد 1388
ساعت 17:11 موضوع |
لینک ثابت
تقدیم به روح بزرگ بهجت
او در جهاد عشق- به هامون نمی شود
ازخود شروع کرده و بیرون نمی شود
قلبش گرفته پرتو انوار اکتشاف
علمش چو قلب آینه افسون نمی شود
با بال شوق و عشق شهودی پرید و رفت
چون او کسی به مسلک مجنون نمی شود
ای دل برو فقط به جهادی که با خود است
آنجا دلی شکسته و مغبون نمی شود.
نوشته شده توسط م حیدری در جمعه یکم خرداد 1388
ساعت 10:37 موضوع |
لینک ثابت
نیایش
برخی تحصیل کرده و برخی توده ی مردم، هر دو دعا را داروی مسکن و مخدرتلقی می کنند و به عنوان جبران ضعف ها گریز از مسوولیت و . . . فرض می نمایند . اینان فکر می کنند به جای اندیشیدن، کوشیدن، مبارزه و صبر می توان دعا کرد. یعنی انسان مسولیت را به خدا واگذار کند. و خودش هیچ نقشی در سرنوشتش ایفا نکند. این گونه نگاه انسان را ضعیف و بیمار و ناتوان می کند. و به قهقرا می کشاند.
دعا جبران کننده ضعف بشری نیست بلکه تقویت کننده قدرت انسانی است. دعا دنباله رنج و تلاش و صبر است . صبر به معنای دینی خودش صبر را با تحمل اشتباه نگیرید. تحمل زجر می خواهد ولی صبر رنج. تلاش بی دعا و دعای بی تلاش ابتر می ماند
وقتی امام سجاد و علی(ع) که این گونه دعا ها را بر ای ما به یادگار گذاشته اند خود سر مشق بارز این معنا بوده اند، برای سعادت جنگیدند و تلاش کردند. اینک سعادت تو در نیایش تو نهفته است نیایشی خاضعانه و متفکرانه.
دعا و نیایش رابطه معنوی انسان باخدا است. تلاش میکنی و به خدا توکل می ورزی. حرکت از توست و برکت زندگی و سعادت بر وجود تو ارزانی می شود.
براستی که بهجت نمونه بارز دعاگویان تلاشگر بود.
برگرفته از سخنان دکتر شریعتی
نوشته شده توسط م حیدری در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388
ساعت 19:13 موضوع |
لینک ثابت
تکنیک های هفت گانه ارتقای خلاقیت
راهکارهای خلاقانه
شکی نیست که همه افراد موفق پس از پشت سر گذاشتن دوره های سخت و طاقت فرسای زندگی توانایی عملی کردن اهداف خود را بدست آورده اند. هر گونه شکست، سختی، و مشکل می تواند به منزله سرآغاز ایجاد ابداعات و اختراعات شگرفی به شمار رود. باید توجه داشت که "نیاز" سرچشمه هر گونه نوآوری و اکتشاف است. اگر احساس می کنید در زندگی خود به بن بست رسیده اید باید بدانید که در مکان مناسبی برای افزایش خلاقیت خود قرار دارید، پس دست بکار شوید و از تنگاهای موجود به نفع خود بهره برداری کنید.
1- خشم خود را در آغوش بگیرید. در مقالات و نشریه های مختلف به وفور می خوانیم که شاد بودن یکی از ارکان زندگی افراد موفق است. اما چگونه می توان خشم را مهار کرد و به واسطه آن به آرامس دست پیدا کرد؟ باید سعی کنید که حتی در بدترین شرایط هم خونسردی خود را حفظ کنید. از امروز تصمیم بگیرید که در برابر مشکلات از خود عکس العملی کاملاً متفاوت نشان دهید. این کار عملی نخواهد شد مگر با کمک گرفتن از نیروی بالقوه خلاقیت.
2- اجازه دهید ذهنتان آزادانه پرسه بزند. در حقیقت شما به هر چه که فکر کنید ناخودآگاه آنرا به زندگی خود دعوت کرده اید. قدرت تخیل خود را تقویت کنید، به افکار مثبت دامن بزنید، و خوبی ها را در کائنات منعکس سازید. با استفاده از خلاقیت بهترین امکانات و شرایط ممکن را برای خود به تصویر بکشید.
3- نواختن یک ساز را یاد بگیرید. تحقیقات علمی اثبات کرده اند که گوش دادن به موسیقی سبب التیام آلام و کاهش استرس می شود. کارشناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که موسیقی فعالیت اعصاب مغزی را افزایش داده و در نتیجه میزان خلاقیت و نوآوری افراد را بالا می برد. هنگامیکه فرد خودش شخصاً سازی را می نوازد، آرامش او افزون شده و ذهنش با فراخ بال بیشتری به تفکر واداشته می شود.
4- دنیای اطرافتان را آبی کنید. در مورد روانشناسی رنگ ها چه اطلاعاتی دارید؟ رنگ آبی تداعی گر آسمان و دریاست که هر دو مظهر آرامش، برکت، و وجود نیروی برتر هستند. از این گذشته روانشناسان معتقدند که قرار گرفتن در محیط آبی و مشاهده مکرر این رنگ سبب افزایش و ارتقای خلاقیت افراد می شود.
5- با افراد خلاق ارتباط برقرار کنید. ایده های بی نظیر در خفا عملی نمی شوند. سعی کنید با افراد خلاق و فعال ارتباط برقرار کنید تا بتوانید از آنها ایده گرفته و استراتژی هایی را برای عملی ساختن افکار ناب خود پیدا کنید.
6- سفر کنید سپری کردن مدت زمانی به دور از خانه سبب بالا رفتن حس کنجکاوی و به منزله آن خلاقیت می شود. در سفر ذهن به آرامش می رسد و آمادگی فعالیت مجدد را پیدا می کند.
7- سرزندگی و شادی را به زندگی خود راه دهید. بیشتر افراد هنگامیکه در شرایط دشوار زندگی قرار می گیرند، حالت هایشان بیش از اندازه جدی می شود، اما تحقیقات گویای این مطلب هستند که سرزندگی، تفریح، و قدری بازیگوشی مسیر خلاقیت شما را باز کرده و راه حل های بی نظیری را در پیش رویتان قرار می دهد.
منبع : سایت مردمان
نوشته شده توسط م حیدری در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
ساعت 15:10 موضوع |
لینک ثابت
حکایت
برهوا پری مگسی باشی
اگر انسان بر باد غرور سوار شود اگر پرواز مند تا جایی که کسی را جز خودش نبیند چون مگس بی ارزش است که فکر می کند کسی شده و چقدر با اهمیت است. خود بین و دگر نابین. خود خواه و دگر ناخواه. که هر چه کند خودش را مستحق می داند.
واگر بر روی آب روی خسی باشی،
اگر سفر کنی و به دریا ها روی ولی خود ازیاد برده باشی که نفعت به کسی نرسد دیگر چونان خسی خواهی بود کهبر آب روان است. و خود نادان از هویت خویش.
دلی بدست آر تا کسی باشی
انسانیت مدار زندگی ات باشد . انسانیت نیکی به دیگران ، گذشت و دیگر خواهی است. دل بدست آوردن کنایه از نیکی در حق خلق است. حال اگر به مقامی رسیده ای که مگو چه می کنی! اگر توانمند شدی آیا ناتوانی را دل می جویی؟
از: رساله خواجه عبدالله انصاری قرن 5
بیان:نگارنده
نوشته شده توسط م حیدری در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388
ساعت 13:15 موضوع |
لینک ثابت
انگیزش
«بسم الله الرحمن الرحيم»
می شود اسبی را کشان کشان وارد رودخانه کرد،اما نمی توان مجبورش کرد آب بنوشد.
آنچه میزان و عامل انتخاب ماست،انگیزش می باشد.انگیزش نیرویی درونی است که حس جستجو وکنکاش را بیدارو نیاز درونی را شناسایی می نماید تا رفع نیاز شود.آنچه به نیاز تبدیل نشود ، انگیزشی برای آن نخواهد بود.گاه نیاز کوتاه مدت است مانند این که می خواهیم در امتحانات درسی فقط نمره ی قبولی فلان درس را بگیریم پس انگیزشی برای خواندن ایجاد شده و بری کسب نمره ی مورد نظر تلاش می کنیم.
گاه نیاز بلند مدت است و به هدف تبدیل می شود . مانند این که دانش آموزی قصد دارد پزشک و دیگری خلبان شود.
انگیزش به دو عامل انگیزش دهنده و گیرنده بستگی دارد. که این دو در موفقیت ها ی مختلف نقش گیرندگی و دهندگی شان تغییر می کند. به عبارت دیگر انگیزش دهنده در عین حال انگیزش گیرنده باشد و باالعکس.
انگیزش با دو عامل ایجاد می شود:
الف)نیاز: تشنه ایم پس به سمت آب می رویم.
ب) علم: می دانیم نمره ی درس ها در معّدل تأ ثیر دارد پس برای نمره ی بیشتر تلاش می کنیم.
"این دو حرکت از نیاز و علم انگیزش نام دارد"
نوشته شده توسط م حیدری در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388
ساعت 16:18 موضوع |
لینک ثابت
نماز
همانطور که می دانید آفرینش همه ی هستی هدفمند و از روی حساب و کتاب دقیقی برنامه ریزی و پایه ریزی شده و یک اراده ی جدی آن را مدیریت می کند. از طرفی از بین انواع موجوادت مخلوق خداوند انسان انتخابگر آفریده شده است به این معنی که خودش باید صلاح خیر خودش را بشناسد و مراقب خودش باشد تا مبادا عوامل بیرونی او را به نابودی بکشاند واو را به ناچاری و بیچارگی بکشاند. بنابراین انسان نیز برای زندگی خودش باید هدفمند باشد هرچه می خواهد و هر عملی که انجام می دهد به دنبال هدفی باشد و تازه این هدف باید خوشبختی او را تامین کند نه بد بختی اورا. پس او نیز باید زندگی خودش را مدیریت کند. و در امور زندگی جدیت به خرج دهد. این مشخصات و ویژگی های زندگی نیک و شایسته است.
از سویی برای نیک زیستن باید تمرین کرد متاسفانه بشر برای بسیاری از کارهای کم ارزش دنیایی و گاه بی ارزش هزینه و عمر صرف می کند جز از برای نیک زیستن. بیایید برای خوب زندگی کردن هدفمند ، دقیق و جدی باشیم و تمرین کنیم. همانگونه که فوتبال بدون تمرین پیروزی همراه ندارد، زندگی که همان صرف عمر است نیز تمرین می خواهد. یادمان باشد ما نمی خواهیم بازنده باشیم. و از امتحان الهی سر افکنده بیرون نرویم تلاش کنیم وقت بگذاریم تا سر افراز گردیم.
نوشته شده توسط م حیدری در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388
ساعت 22:21 موضوع |
لینک ثابت
چگونه زیستن
ای نگاه منتظر اندوه را- کهنه درخت غصه ها-
از بن بکن
یک نهال
از جنس ایمان و امید
در کنار چشمه ی چشمت بکار
عمر ما محدود است ای دوست چگونه زیستن مهم است نه زیستن
نوشته شده توسط م حیدری در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
ساعت 23:45 موضوع |
لینک ثابت
اغیار
خانه ی چشم تو جای هر کس و اغیار نیست همدمی باید بیابی هرکسی که یار نیست
نوشته شده توسط م حیدری در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388
ساعت 5:43 موضوع |
لینک ثابت
زندگی با تو تبانی می کنم عاشقانه مهربانی میکنم
می دهم اندوه را بر باد مهر چونکه احساس جوانی می کنم
باز می گردم به اصلم روستا باز هم گله چرانی می کنم
هم دهی ها را همه سر می زنم میهمانم میزبانی می کنم
خنده می کارم لب خشکیده را با امیدی باغبانی می کنم
نوشته شده توسط م حیدری در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
ساعت 19:11 موضوع |
لینک ثابت